تیله

شب

روشنایی مبهم و درهم سیگار نیم سوز
 نفسی که به سختی می اید حتی
و این اندوهی که هیچ کس نمیداند از کجا امده
و به کجا میرود
 
پرده قرمز رنگ
 نورهای نامنظم و تو در توی چراغ های خیابان
خیابان که نه
کوچه های اشفته پیچ در پیچ
اغشته به حس دردناک گم شدن
و پیدا نشدن
و پیدا نکردن

پلک هایم میسوزند
خوابم اما در جعبه ای پنهان است
و هر شب
رویاهای جدیدی را در اغوش میگیرد......

+   ِA.M ; ٧:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳ اسفند ۱۳۸٦

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir