تیله

زنده ام تا روایت کنم!!

  از اونجایی که پشت هر زن موفقی یه مرد واقعی ایستاده بوده که جلوی جنغولک بازی های زنونه رو بگیره  دونستن خصوصیات یه مرد واقعی و موفق و قابل اتکا نکته خیلی مهمیه ( پدر بزرگ من همیشه می گفت : اگه مرد دیدین سلام منو بهش برسونین!!). مرد های درست و حسابی:

١.فوتبال می بینن( مهم نیست بازی منچستر و آرسنال باشه یا دیدار دوستانه دو تیم سولوقون و کن!)

٢.روزنامه میخونن ( از کلمه اول تا آخر آگهی های ترحیم)

٣.اخبار رو با دقت گوش می کنن (این که گوینده اخبار چه مزخرفی داره میگه اصلا مهم نیست)

۴. هرگز گل نمی خرن ( مگه وقتی که باهاشون به هم زده باشی!)

۵. وقتی به هم میرسن راجع به دو تا چیز حرف می زنن : کارشون و سیاست ( اغلب موارد خودشون هم هیچ عقیده ای ندارن که راجع به چی دارن حرف می زنن ..فقط با حرارت بحث های احمقانه می کنن)

۶.وقتی از سر کار میان از خستگی در حال مرگن ( دیگه نمی تونن تکون بخورن . فرمایش صادر نکنین بی زحمت)

٧.فکر خریدن یه بادکنک هرگز به ذهنشون هم خطور نمی کنه

٨.هیچ تاریخ مهمی یادشون نمیمونه ( مناسباتی مثل تاریخ آشنایی و ازدواج و تولدو و غیره و ذلک اصلا اهمیت به خاطر سپردن رو ندارن . این نکته به هیچ وجه شامل تاریخ برد و باخت های فوتبالی نمیشه )

٩.سرما خوردگی اون ها رو تا دم مرگ میبره ( ناله کردن به فاصله هر چند دقیقه غیر قابل صرف نظره!)

١٠.در جمع ( مهمونی و غیره) حضور شما رو به کل فراموش می کنن

١١.خرخر شبانه از خصوصیات غیر قابل حذفه . هر چی بلند تر و وحشیانه تر باشه نشونه بهتریه!

١٢.هرگز پا برهنه راه نمی رن ( ممکنه زبونم لال یه چیزی بره تو پاشون)

١٣.اگه ازشون بخوای یه دقیقه بشینن و  باهات خمیر بازی کنن یه جوری نگات میکنن که به قیافه خودت شک کنی!

١۴.همیشه مشغول کارای بی نهایت مهمی ان که تو عمرا ازشون سر در بیاری ( به عنوان مثال نجات جهان هستی در روزهای تعطیل)

١۵. همیشه و در هر شرایطی دم از یه جور منطق غیر قابل درک می زنن (  وقتی میگم غیر قابل درک منظورم واسه  موجودات مونگلی مثل ما زن ها است و گرنه خودشون حرفای همدیگه رو خوب می فهمن!)

١۶.اگه حتی رنگ موهاتو بنفش کنی با راه راه های زرد  بازم وقتی ازشون بپرسی چه تغییری در تو میبینن  مثل عقب مونده ها فقط بر بر نگات میکنن!

١٧.وقتی صداشون میزنی ( مخصوصا اگه مشغول خوندن مطالب بی نهایت مهم روزنامه باشن) عوض اینکه بگن ؛ بله؛  یا حتی ؛هان؛  یه صدای جذاب غیر قابل تشخیص از خودشون در میارن ( نمیتونم بیشتر راجع بع صدای فوق الذکر توضیح بدم)

١٨.بازم بگم؟!

۱۹. وقتی داشتم این خزعبلات رو سر هم می کردم بد جوری یاد عنوان یکی از کتابای مارکز افتادم : "زنده ام تا روایت کنم"!!!!!!

 

 

+   ِA.M ; ٥:٠٢ ‎ب.ظ ; ۳ مهر ۱۳۸٧

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir