تیله

اطلسی ها

 

امروز که داشتم می امدم سر کار ( با احساس غیر قابل توصیفی نسبت به این بی عدالتی مهیب که باید روزای  شنبه به جای گشت و گذار برم سر کار) یه دفعه سر راه چشمم افتاد به یه عالمه اطلسی ارغوانی و بنفش و آی... نفسم بند اومد... بعدشم خلقم اومد سر جاش.....اگه من عاشق این شهرم دلیل داره...هر وقت که حالت بده یه چیز خوشگل ردیف میبینی .

+   ِA.M ; ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ; ۳ اسفند ۱۳۸٧

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir