تیله

به تیمارستان خوش امدید

من در يک محيط بی اندازه فرحبخش کار ميکنم . اينجا درست مثل تيمارستانی ميمونه که توش  يک شبکه مختصر و مفید  از اون هايی که   ديوونه ترن  شبکه بزرگ تری از اون هايی که درصد ديوونگی شون پايين تره رو اداره ميکنن . تنوع بيماری های اعصاب و روان در اين شبکه قابل بررسيه! طبيعيه که تو يه همچين جايی هيچ چيز سر جاش نباشه:
۱.چايی صبح هميشه بيش از حد شيرينه
۲. رییس اقای رييس از پدر عزيزش مثل سگ حساب ميبره بنابر این دستور کار به شکل هیجان انگیزی هر ۵ دقیقه تغییر میکنه
۳.همه تا جا دارن تو چشمای آدم نگاه میکنن و خیلی راحت دروغ ميگن
۴.اقای رييس يه کلاهبردار حرفه ای يه .تازه به نظر من حیف شده!!!استعداد های نهانش هنوز به مرحله کشف نرسیده 
۵.اقای رییس رو حرف منشیش نه نمیاره (حق داره . یه منشی خیلی ظریف و مامانی داره که وقتی حرف میزنه شیشه های دفتر به رعشه در میان )
۶.ضريب هوشی حسابدار های عزیز باید یه چیزی باشه حدودای ۱۵
۷.هر کسی هر غلطی که دلش میخواد میکنه و هیچ لینک منطقی ای بین کار آدما وجود نداره
۸.محیط دفتر همیشه انقدر سرده که آدم سگ لرز میزنه
۹. ارباب رجوع های عزيز و زوست داشتنی ( که اغلب هموطنان عزیز طبقه ثروتمند بی سواد ميباشند!!) هر روز دست به یک سلسله عمليات آکروباتيک جالب ميزنن:
          - داد ميکشن
          - تهديد ميکنن
          -گريه ميکنن
          -پشتک ميزنن
           -.....

۱۰...................

۱۱...................
۱۲.من واقعا احساس شادی مي کنم!!

۱۳. هورااااااااااا!!!!!!!!!

+   ِA.M ; ۸:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱٤ اسفند ۱۳۸٦

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir