شراب و radio head !

" خاطرات من

قاب شده....."

 

خاطرات من اما

بی قاب و خاک گرفته

در پس  دیوارهای آجری کهنه

پنهان اند و باز

شب ها خوابم نمیبرد..

**

نه رنگی و

نه پنجره ای

نه روزنه ای حتی

نه هیچ چیز و

همه چیز

در هزار توی هزار دخمه مرطوب

از پس سال ها

تکرار می شود.....

پنجره ای هم اگر باشد

بسته است حتما

از پنجره های باز می ترسم

و شب ها

به  بی شمار رویای سرگردان و مبهوت

آویزان می شوم

تا خود صبح

و صبح

چشم هایم در صورت بی رنگم ته نشین شده اند

چه کسی به من گفت که رنگ چشم هایم را دوست می دارد؟؟

                                                                                          کدام رنگ؟؟؟؟

 

 

 

/ 5 نظر / 7 بازدید
مهدی

"من وقتی کافکا در کرانه رو تموم کردم یه هفته تمام گیج میزدم...دیوونم کرد واقعا " اتفاقا شرمین نادری هم در مورد این کتاب همینو گفته بود ... امیدوارم فقط همین یه اشتراک رو با شرمین داشته باشی ... البته من شدیدن به موراکامی علاقه دارم ... کتاب "کجا ممکن است پیدایش کنم" رو هم که بزرگمهر ترجمه کرده عالیه!

مهیار

شراب و coldplay حرف بزن...چیزی بگو...

مهیار

چشم هایی که درخشش اش اون تعبیر رنگ خدا هستن...چه رنگی زیباتر و بالاتر؟

مهیار

حتی بادهای پاییزی هم پاسخ این سوال ام رو که تو کجایی و چه میکنی نمی دهند...

مهیار

"سرزمین هایی است، رودخانه هایی است در چشمان تو، از میان آن ها می گذرم آن ها دنیا را روشن می کنند و من از میان آن می گذرم، زیبای من."