جاده

بر لبه های یاس ایستاده ام ,

 با درد

    که  پاهایم ار راه رفتن های بی وقفه بر تیغه های تیز تردید

غرق خراشند

...

تک تک ,  طناب ها گشوده می شوند

و باد که می وزد

          وسوسه سقوط را فوت می کنم.....

/ 4 نظر / 2 بازدید
------

چرا بر نمی گردی ؟؟

بسیار عالی!

roya

ziba...

خاکستری