گه گیجه..

هی بالا بری و بایین بیای و چرخ بزنی و غلت بخوری و خم بشی و راست بشی

هی  ذوق کنی و افسرده بشی...

هی منتظر بمونی  و از انتظار در بیای .. هی خوشحال بشی و ناراحت بشی

هی یه لحظه تصمیم بگیری و یه لحظه بعدش مثل خر مردد تو گل بمونی و گیج بزنی

هی فکر کنی و فکر کنی و خودتو توجیه کنی و تایید کنی و رد کنی

هی از دست خودت حرص بخوری و بعد بشیمون شی و به جاش از دست یکی دیگه حرص بخوری و بر عکس...

هی اون دهن لا مذهب رو باز کنی که حرف بزنی و هی بشیمون بشی و خفه خون مرگ بگیری و حرف نزنی...

هی راضی باشی و ناراضی بشی و غر بزنی و غر نزنی..

 

p.s : حالم مثل حال و روز این همستر های بیچاره ست که میندازنشون تو یه توب شیشه ای که بتونن این ور اونور برن بی اینکه گم بشن یا دردسر درست کنن : موندم ذوق مرگ بشم یا دق مرگ!

/ 2 نظر / 4 بازدید
ساناز

سلام این آدرس لینک پرسشنامه آنلاین است. اگر جواب بدید و بفرستید ممنون می شم. https://spreadsheets.google.com/viewform?formkey=dDd6YUdJWFFHZUVROWlCQ2RpdG9uQXc6MQ

شروه

سلام بر تیله دکتر میر شکرایی .برای خوانش وبم دعوتید .راستی کتاب داستان من را که برا مامان فرستادم خوندید .؟