شاملو

"طرف ما شب نیست

صدا با سکوت آشتی نمی کند

کلمات انتظار می کشند

 

من با تو تنها نیستم..هیچ کس با هیچ کس تنها نیست

شب از ستاره ها تنها تر است

چخماق ها کنار فتیله بی طاقتند

 

خشم کوچه در مشت توست

در لبان تو شعر روشن صیقل می خورد

من تو را دوست می دارم و شب از ظلمت خود وحشت می کند"

 

 

/ 3 نظر / 2 بازدید
آوید

شنان یادت میاد آخرین بار کی به بلاگ مامانت سر زدی؟حرفی به من بزن.من در میان پنجره ام با آفتاب رابطه دارم

ثباتی

دارم مطالب وبلاگت رو می خونم‘خیلی هاشو خوندم و لا به لای اینکلمات دنبال فانوی های سوسوزنی بودم در ته بیابانی که مائیم... بگذریم...این سطر آخر شعر شاملو واقعا محشره... رابطه ی دو انسان معنای شب رو حتا برای خود شب عوض می کنه... محشره