شاملو....قفس....یکی که تو اتاقش زندانیه

"" قفس

قفس این قفس این قفس...

پرنده

        در خوابش از یاد می برد

من اما در خواب میبینم اش

که خود

          به بیداری

نقشی به کمال ام

                             از قفس

***

از ما دو

           کدام؟-

تو که زندان ات تو را زمزمه می کند

یا من

که غریو خود را نیز

                             نمی شنوم؟

تو که زندان ات مرا غریو می کشد

یا من

که زمزمه تو

در این بهاران ام

مجال باغ و دماغ سبزه زار نمی دهد؟-

از ما دو

      کدام؟

***

قفس

این زمزمه

این غریو

این بهاران......""

/ 2 نظر / 7 بازدید
حمید رضا اکبری شروه

سلام دختر بهترین دکتر مامان درساتو خوب بخون که قدر دان مامان نیمه شاعر وتمام دکتر ت باشی . بهترین مادر را داری ومن حسودیم میشه .میدونی من دوتاشون رو در جنگ از دست دادم . اینم یه کار تازه بای شما ( كا فور را خيس مي خورم ) دهانم مي سوزد داغي اين چاي از كجاي زندگي آورده اي ! حالا ازكجا بايد عبوركنيم ؟ اين ديوار هم اينقدر بلند است كه ماه پشتش معلوم نيست . *‌‌‌ * نزديكتر از دور خوابم مي بيني ! و نبض همه نفس ها بازمانده عمر چقدر بميريم ! تا دوباره مي سوزم دست مي بري وبا بوي كافور كه خيس مي خورم . حميد رضا اكبري شروه -1387-اهواز

حمید رضا اکبری شروه

پست مدرنيسم مي‌تواند نقطه‌ عزيمتي در آفرينش هنري باشد ... اين مقوله مي‌تواند به زدودن جزميت‌هاي شعر مدرن كمك كند . به روزم