خواب

 

این شب ها خیلی منقطع می خوابم. هر چند دقیقه یک بار از خواب می برم بنا بر این تمام شب در مرز باریک بین خواب و هوشیاری می گذره. لحظه هایی رو تجربه می کنم که درست روی خط اند... رویاهای درهم برهم و تختی که روش می خوابم و نسیمی که از بنجره باز میاد تو و فربد که کنارم گوله میشه و خونه م با هم قاطی می شن. تو خوابم هم بی وقفه خواب می بینم ...دوباره آسم دارم و خیلی خسته ام. خیلی.

 

/ 5 نظر / 6 بازدید
مسعود

تبادل لینک اتوماتیک masoud-sms.persianblog.ir

نسیم

آنیش! تیک ایت ایزی! زندگی خیلی سخته می دونم اما کمتر به خودت سخت بگیر اونوقت شبها هم بهتر می خوابی. منم چند وقتی حالم خوش نبود ولی با چه می دونم روشهای سنتی (مثل گل گاوزبون) و تلقین اوضاع رو تحت کنترل دارم.مواظب خودت باش عزیزم

...

به خاطر دستهایم در دستهای کوچکت .. به خاطر واژگانت در جان من.. به خاطر آن زیباترین زنان که جاودانه، تو هستی.. شتاب کن.. که تاریکی آن سان پابرجاست که نه به روز، خورشید بر می آید و نه به شب، ستاره ... ........ ......... می بینی شاباجی.. همیشه قصه همین بوده و هست.. ما ها همه فرزند زمانیم.. چه خواب باشیم چه بیدار.. و چه مثل تو روی خط..

hamzeh salehi

سلام . . . شعر اتفاق فرخنده ایه . . . رهایی سرنوشت شاعره دوستم سلام برسان ارادتمند حمزه